چند روز اخیر بحث های بسیار جذابی که از یک نشست شروع شده بود، نظرم را جلب کرد.(متاسفانه من در آن حضور نداشتم) امروز سر
دیگر بحث ها به وب کشیده شده است ابتدا توسط
امین گرجی در این پست و سپس در
پست دیگری توسط دوست عزیز رضا بهرامی تا افراد دیگر هم بتوانند در این مباحث شرکت کنند و نظر دهند بلکه این مشکل ریشه یابی شوند.
حال نظر شخصی من بر اساس مشاهدات و تجربیاتی که در یک دهه فعالیتم در آی تی داشتم:
این نه مشکل دید شما و من است و نه مشکل کاربران و نه مشکل
صنایع و تجار. هر کدوم از اینها یک چرخ دنده از سیستم هستند که از نظر من
به تنهایی درست کار میکنند. فقط در این میان یک سری چرخ دنده های دیگر هم
باید باشند که متاسفانه حذف شدند و یا اصلا بوجود نیامدند تا کل سیستم به
اون شکلی که ما متخصصین ای تی میخواهیم و انتظار داریم کار کند.
من برای
روشن تر شدن نقطه نظر خود چند مثال می آورم:
-
برای نمونه ابتدایی ترین آن نداشتن ساختار اینترنتی خوب در ایران است. فرض
کنید شما بهترین و کارا ترین سایت ایرانی را بسازید که مردم نیازمند آن
باشند، تا زمانی که کاربران شما باید برای بارگذاری هر صفحه ساده ۳ دقیقه
صبر کنند خوب نتیجه مشخص است.
- حال فرض کنیم سرعت اینترنت هم بالا باشد: پدر من فیش حقوق باز نشستگی خود را از اینترنت میگیرد و با توجه به
اینکه سرعت اینترنت خانه ما بالا است پس پدر من مشکل سرعت ندارد. از
طرف دیگر فیش یک قسمت مهم زندگی پدر من است (یعنی نیاز به دریافت آن از
طرف پدر من حس میشود) ولی باز هم حضوری فیش را دریافت می کند؟ شاید باید یک فرد ابتدا استفاده از اینترنت را به او یاد میداد
بعد به وی سایت را معرفی میکرد؟ و از نقطه نظر من این مشکل تیم آی تی
سازمان بازنشستگی نبود این مشکل از طرف تیم دیگری که ایده وب سایت را داده
بود، شروع شده بود (برای نمونه تیم مهندسی صنایع که مثلا روند را بهینه کرده است).
-
یا برای نمونه دیگر ، فرض کنید شما یک نرم افزار مدیریت X میسازد که
طبق آمار و بررسی نشان میدهد سرعت کار ها را ۲ برابر میکند و در ضمن
هزاران هزینه جانبی مانند مصرف کاغذ و غیره را کاهش میدهد. حال شما می
خواهید این سیستم را به فلان شرکت بفروشید. خوب این سیستم هرگز از شما
خریده نخواهد شد. چون در فرهنگ ما کار با غریبه معنایی ندارد و یا اینکه
تا زمانی که این سیستم فعلی مطمئن وجود دارد چرا دست به ریسک بزنیم و ازین
حرف ها . حال اگر کسی در این وسط باشد که بتواند ریسک را بررسی کند و
توجیه کند که ریسکی واقعا وجود ندارد شما می توانید آن را بفروشید (توجیه
ریسک کار شما نیست).
کل نتیجه که من می خواهم بگیرم این است که باید زیر ساخت های کشور درست
باشد تا بشود این کار ها را انجام داد و درست شدن زیر ساخت ها توسط یک سری
چرخ دنده ها انجام میشود که در حال حاضر نیستند. کاری که ما مهندسان آی تی
میکنیم بسیار جالب است!
ما خود سعی داریم خلا این چرخ دنده ها را پر کنیم
و این چیزی است که نه تنها ما، بلکه در همه جای فرهنگ ما مشاهده میکنید.
شما اگر لوله آب خانه تان خراب شود خود درست میکنید حتی اگر بلد نباشید
اول یک ربع با آن ور میروید بعد به متخصص آن رجوع می کنید. در آی تی نیز
همین کار را میکنیم.
من هم گرافیست هستم ،هم تحلیل گر ،هم طراح سیستم ، هم
مدیر پروژه ،هم مهندس صنایع ، هم بازار یاب محصول و در
نهایت بیزینس من.
خوشحالم که این بحث ها راه افتاده ... راستش من بیشتر از دیدگاه یک رسانه و عدم استفاده ما از امکانات اون بحث کردم ... بحث شما خیلی کلی نگرتره .... گرچه کاملا قبول دارم که بدون وجود همه زیر ساختها موج بزرگی نمی تونه به راه بیوفته .... اما نمی دونم چقدر از این عدم درک درست ما از این رسانه بر می گرده به یک صنعت ناقص و زیر ساختهای معیوب اون ..... چون در حال حاضر ما ساختارهای جدید رو در تمام دنیا داریم رصد می کنیم ... پس چرا در همین صنعت نیم بند هم از اونها کمتر بهره می بریم؟
باید بازاریاب و طراح و برنامه نویس هر کدام مسئولیتی را بر عهده بگیرند تا محصول بفروش برسد
هر کدام به تنهایی نخواهند توانست