- نوشته ها
- گروه ها
-
فکر میکنم..پس هستم
-
لیستی از پیام هایی که کاربران دیگر برای شما ارسال کرده اند
-
لیستی از پیام هایی که برای کاربران دیگر ارسال نمودید
-

۰
ما شرم داریم از اینکه مطالب منتشر شده توسط این افراد را بیان کنیم تا همگان در جریان این وقاحت ها قرار گیرند. اما شاید همین سکوت کردن های ما جرأت و جسارت را در طرف مقابل افزایش داده استsajjad ۴ خرداد ۱۳۹۰
-

۰
ناگفتههای رسایی از گروه انحرافی:
ساعتها با مشایی صحبت کردهام؛ او مامور محدودسازی ولیفقیه است
خبرگزاری فارس: یک عضو فراکسیون انقلاب اسلامی مجلس که ساعتها با مشایی بیپرده و چهره به چهره مباحثه و گفتوگو داشته، او را "الیاس " دولت احمدینژاد و مامور محدودکردن ولی فقیه و منحرفکردن نظام اسلامی خواند و خواستار برخورد...sajjad ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۰
-

۰
ز حضرت امیر علیه السلام نقل شده است که هر جا بسم الله بگویند و صلوات بفرستند- یعنی بگویند بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آل محمد-خداوند ملکی می فرستد که درآن مجلس غیبت نمی شود.sajjad ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۰
-

۰
گروهی از دوستان فعال طرحی را برای تشکیل یک کمپین امضای یک میلیون نفره در رابطه با کشتار مردم منطقه توسط دیکتاتورهای دست نشانده اجرا کرده اند. طبق آنچه به من اطلاع داده اند اگر تعداد امضاهای یک کمپین بتواند به یک میلیون نفر برسد دبیر کل سازمان ملل وظیفه دارد آن موضوع را پیگیری کرده و نسبت به آن اعلام موضع کند.sajjad ۳۰ فروردین ۱۳۹۰
-

۰
کاظم رستمی، منتقد ادبی و شاعر جوان انقلاب که در شش سال گذشته دبیر کنگره سراسری شعر دفاع مقدس نیز بود، شعری برای انقلاب و شهدای بحرین سروده است.
به گزارش رجانیوز، وی به همراه علی محمد مودب، در واکنش به فتنه سال گذشته مجموعه اشعاری را با عنوان "مسئله بیست و دوم خرداد نبود، مسئله بیست و دوم بهمن بود"، منتشر کرد که با استقبال بزرگان شعر...sajjad ۲۶ اسفند ۱۳۸۹
-

۳
از علامه جعفری میپرسند چی شد که به این کمالات رسیدی؟! ایشان در جواب خاطرهای از دوران طلبگی تعریف و اظهار میکنند که هرچه دارند از کراماتی است که به دنبال این امتحان الهی نصیبشان شده
sajjad ۲۲ اسفند ۱۳۸۹
-

۰
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند.
لباس پوشید و راهی خانه خدا شد
در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد،
خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد.. در راه به مسجد و
در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به...sajjad ۱۶ اسفند ۱۳۸۹
-

۳
پدر چهار تا بچه اینها را گذاشت توی اتاق و گفت اینجاها را مرتب کنید تا من برگردم. میخواست ببیند کی چه کار میکند. خودش هم رفت پشت پرده. از آنجا نگاه میکرد میدید کی چه کار میکند، مینوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند برای خودش. یکی از بچهها که گیج بود یادش رفت. یادش رفت. سرش گرم شد به بازی و خوراکی و اینها....sajjad ۱۱ اسفند ۱۳۸۹

دریافت فید پست های sajjad